به نگاهم خوش امدی
 سيستم وبلاگ نويسي درتين بلاگ
خدایا چرا من اینجوری شدم ؟ چرا نگاهم نمیبینه کسی رو که باید ببینه ؟ یعنی کور شدم ؟ میتونم حس کنم ولی نمیتونم ببینم !!

نوشته شده در سه شنبه 3 تير 1388 توسط محمد| تعداد بازدید : 7 | لينك ثابت |


تو در چشم من هم چون موجي

خروشنده و سركش و شكيبا

كه هر لحظه ات مي كشاند به سويي

نسيم هزار ارزوي Ù?ريبا

 

تو موجي

تو موجي و دريا ي حسرت مكانت

پريشان رنگين اÙ?Ù‚ هاي Ù?ردا

نگاه مه ا لوده ي ديدگانت

 

تو دائم به خود در ستيزي

تو هرگز نداري سكوني

تو دائم ز خود مي گريزي

تو ان براشÙ?ته ÙŠ نيلگوني

 

چه مي شد خدايا . . .

چه مي شد اگر ساحلي دور بودم ؟

شبي با دو بازوي  بگشوده ÙŠ خود

تو را مي ربودم . . . تو را مي ربودم .


نوشته شده در سه شنبه 3 تير 1388 توسط محمد| تعداد بازدید : 5 | لينك ثابت |


امشب اومدم خونه ÛŒ دوستم Ùˆ حسابی تا الان درس خوندم . البته قرار بود باهم بخونیم ولی از ساعت Û±Û² دوستم موبایله منو گرÙ?ت Ùˆ شروع کرد به Ù?Ú© زدن . من تا یک ربع اول هیچی Ù†Ú¯Ù?تم ولی دیدم دیگه داره رو اعصابم راه میره انداختمش تو اتاق . بعد از دو ساعت Ùˆ نیم  از اتاق اومد بیرون . من تو این مدت خوب خوندم . ولی دیگه حسه درس خوندن نداشتم  میخواستم یکم بخوابم Ú©Ù‡ تلÙ?ونم زنگ خورد برداشتم حرÙ? نمیزد . سه چها بار زنگ زد Ùˆ هیچی Ù†Ú¯Ù?ت اینقدر دوست داشتم حرÙ? بزنه تا ازش بپرسم مزاحمت چقدر حال میده Ú©Ù‡ تا Û² صبح بیدار میمونی Ú©Ù‡ مزاحم بشی؟

این اتÙ?اق منو مجبور کرد Ú©Ù‡ نخوابم Ùˆ بیام در سرزنش مزاحم های تلÙ?ونی چیزی بنویسم Ú©Ù‡ واقعا خوابم میاد .Ù?ردا صبح هم باید برم دانشگاه(اصلا حالش نیست).


نوشته شده در سه شنبه 3 تير 1388 توسط محمد| تعداد بازدید : 7 | لينك ثابت |


سلام. شايد اين داستان رو خونده باشيد . بهتون توصيه ميكنم يك باره ديگه اين داستان رو بخونيد ولي  با اين Ù?كر كه Ú†Ù‡ كارايي شبيه به اين داستان رو تا حالا انجام داديد .  اميدوارم به نتايج مثبتي برسيد.

مردي در باغش چندين درخت انار داشت Ùˆ سالها به هنگام پاييز انارهايش را در سيني هاي نقره اي بيرون اقامتگاهش ميگذاشت Ùˆ بر سيني ها علايمي مي گذاشت  كه بر انها نوشته شده بود : يكي برداريد ØŒ نوش جان .

اما مردم مي گذشتند و هيچ كس از ميوه بر نمي داشت .

بعد مرد Ù?كري كرد Ùˆ يك سال هنگام پاييز ديگر در سيني هاي نقره اي انار گذاشت ØŒ اما بر انها نوشته اي گذاشت كه مي Ú¯Ù?ت : اينجا بهترين انارهاي كشور را داريم ØŒ اما بهايشان گرانتر از انارهاي ديگر است .

و همه مردان و زنان از همسايگي دوان دوان امدند تا انار بخرند .


نوشته شده در سه شنبه 3 تير 1388 توسط محمد| تعداد بازدید : 6 | لينك ثابت |


شادم كه در شرار تو مي سوزم

شادم كه در خيال تو مي گريم

شادم كه بعد وصل تو باز اين سان

در عشق بي زوال تو مي گريم

 

پنداشتي كه چون ز تو بگسستم

ديگر مرا خيال تو در سر نيست

اما چه گويمت كه جز اين اتش

بر جان من شراره ي ديگر نيست

 

شب ها چو در كناره ي نخلستان

كارون ز رنج خود به خروش ايد

Ù?ريادهاي حسرت من گويي

از موج هاي خسته به گوش ايد

 

شب لحظه اي به ساحل او بنشين

تا رنج اشكار مرا بيني

شب لحظه اي  به سايه ÙŠ خود بنگر

تا روح بي قرار مرا بيني

 

من با لبان سرد نسيم صبح

سر مي كنم ترانه براي تو

من ان ستاره ام كه درخشانم

هر شب در اسمان سراي تو

 

غم نيست گر كشيده حصاري سخت

بين من و تو پيكر صحراها

من ان كبوترم كه به تنهايي

پر مي كشم به پهنه ي درياها

 

شادم كه هم چو شاخه ي خشكي باز

در شعله هاي قهر تو مي سوزم

گويي هنوز ان تن تب دارم

كز اÙ?تاب شهر تو ميسوزم

 

بگذار زاهدان سيه دامن

رسواي كوي و انجمنم خوانند

نام مرا به ننگ بيالايند

اينان كه اÙ?ريده ÙŠ شيطانند

 

اما من ان شكوÙ?Ù‡ ÙŠ اندوهم

كز شاخه هاي ياد تو مي رويم

شب ها تو را به گوشه ي تنهايي

در ياد اشناي تو مي جويم .

 


نوشته شده در سه شنبه 3 تير 1388 توسط محمد| تعداد بازدید : 3 | لينك ثابت |


آخرین مطالب
» یعنی من کور شدم ؟
» موج
» مزاحم _ درس _ 2 نصÙ?Ù‡ شب _ خواب
» انار
» Ø´Ú©ÙˆÙ?Ù‡ ÛŒ اندوه

صÙ?حات
صفحه قبل 1 صفحه بعد